المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٦٠ - جواز عطف شبه فعل براسم و عكس آن
مشروط باينكه در زمان با هم متّحد باشند مانند:
لنحيى به بلدة ميتا و نسقيه ( تا زنده كنيم بواسطه آن زمينى را كه مرده است و سيرابش نمائيم).
شاهد در عطف « نسقيه » است به « نحيى » و زمان هردو استقبال مىباشد.
البتّه بايد توجّه داشت كه اختلاف آن و از نظر لفظ هيچ مضرّ نمىباشد مانند:
تبارك الّذى ان شاء جعل لك خيسرا من ذلك جنّات تجرى من تحتها الانهار و يجعل لك قصورا.
( بزگوار آن پاك خدائى است كه اگر بخواهد براى تو بهتر از آنچه اين كافران گفتند قرار مىدهد و آن بهشتى است كه زير درختانش نهرها جارى است و در آن بهشت قصرهاى بسيار عالى خاصّ تو قرار خواهد داد).
شاهد در عطف « يجعل » است به « جعل » كه زمان هردو استقبال است اگرچه در لفظ با هم اختلاف دارند.
جواز عطف شبه فعل براسم و عكس آن
مصنّف گويد:
عطف كن براسمى كه شبيه فعل است فعل را و عكس آنرا نيز استعمال كن كه
مىيابى آنرا امرى سهل و آسان.
شارح گويد:
عطف فعل براسم شبيه به فعل همچون فرموده حقتعالى:
فالمغيرات صبحا فاثرن ( و صبحگاه آنها را بغارت گرفتند پس برانگيختند بواسطه آن گرد و غبار را).
شاهد در عطف فعل يعنى « اثرن » است به شبه فعل يعنى « مغيرات » كه به صيغه اسم فاعل است.
و عطف اسم برفعل مانند:
يخرج الحى من الميّت و مخرج الميّت من الحىّ ( بيرون مىآورد زنده را از مرده و بيرون آورنده است مرده را از زنده).
شاهد در عطف « مخرج » است كه اسم بوده برفعل يعنى « يخرج ».
قوله: اسكن انت و زوجك الجنّة: آيه (٣٥) از سوره بقره.