المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣٥ - او و معانى آن
خود در ترديد است مانند:
انّا او ايّاكم لعلى هدى او فى ضلال مبين.
( همانا ما يا شما برهدايت يا گمراهى آشكار مىباشيم).
شاهد در « او » است كه براى « ابهام » آمده.
ه: تشكيك يعنى مخاطب را به شك انداختن مانند:
لبثنا يوما او بعض يوم ( درنگ كرديم يك روز يا مقدارى از روز را).
و: اضراب: يعنى از حكمى روى گردانيدن و حكمى ديگر را بيان كردن.
اين معنا به كوفيّون و ابو على و ابن برهان نسبت داده شده مانند آنچه در قول جرير بن عطيّه خطفى وارد شده:
|
ما ذا ترى فى عيال قد برمت بهم |
لم احص عدّتهم الّا بعدّااد |
|
|
كانوا ثمانين او زادوا ثمانية |
لو لا رجائك قد قتّلت اولادى |
يعنى: چه چيز مىبينى و چه تدبيرى دارى راجع به عيالى كه بتحقيق بواسطه ايشان دلتنگ شدم در حالى كه نمىتوان تعداد ايشان را شمرد مگر به كمك حسابگرى كارآمد.
تعدادشان هشتاد بوده، بلكه بيش از هشتادتا است، اگر نبود اميد من بتو هرآينه فرزندانم را كشته بودم.
شاهد در كلمه « او » است كه بمعناى « بل » اضرابى مىباشد.
قوله: لا ريب فيه من ربّ العالمين: آيه (٣٧ و ٣٨) از سوره يونس.
قوله: الهم ارجل يمشون بها ام لهم الخ: آيه (١٩٥) از سوره اعراف.
قوله: ام هل تستوى الظلمات الخ : آيه (١٦) از سوره رعد.
قوله: انّا و ايّاكم لعلى هدى الخ: آيه (٢٤) از سوره سباء.
قوله: لبثنا يوما او بعض يوم: آيه (١٩) از سوره كهف.
متن: «٥٥٢»
|
و ربّما عاقبت الواو إذا |
لم يلف ذو النّطق للبس منفذا |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
ربّ: حرف جرّ.