المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٢٢ - قسم دوم عطف نسق(عطف بحروف)
سؤال
در پارهاى از عبارات ديده شده كه « فاء » براى تعقيب نيست بلكه زمان معطوف اليه بعد از معطوف مىباشد مانند فرموده حقتعالى:
و كم من قرية اهلكناها فجائها بأسنا بياتا ( بسا طائفه را كه ما هلاك كرديم پس آمد عذاب ما ايشان را در حالى كه بخواب راحت بودند).
چه آنكه ابتداء بأس و عذاب آمده و سپس هلاكت حاصل مىشود نه عكس آن.
جواب
امّا آيه شريفه مذكور بايد بگوئيم معنايش اينست كه:
و كم من قرية اردنا اهلاكها فجائها ... الخ.
و بدين ترتيب « فاء » براى تعقيب بوده و در اين آيه تخلّفى حاصل نشده است.
سؤال و اشكال ديگر
گفته شد كه « فاء » براى اتّصال و تعقيب مىآيد و معناى آن اينست كه بين معطوف و معطوف اليه نبايد فاصله زمانى باشد بلكه بلافاصله پشت سر هم واقع شوند در حالى كه در پارهاى عبارات ديدهايم بين معطوف و معطوف اليه زمان زيادى فاصله شده پس « فاء » براى تعقيب نمىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
و الّذى اخرج المرعى، فجعله غثاءا احوى ( كسى كه روياند گياه را از زمين پس آن را خشك و سياه نمود).
جواب
امّا آيه شريفه مذكور بايد بگوئيم معنايش اينست كه:
و الّذى اخرج المرعى، فمضت مدّة، فجعله ... الخ.
بنابراين فاء براى تعقيب آمده و بين معطوف و معطوف اليه فاصله زمانى نشده است.
مصنّف گويد:
« ثمّ » براى ترتيب با انفصال مىباشد.
شارح گويد:
مقصود از « انفصال » مهلت و فاصله مىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى