المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠٣ - تتمه مبحث تأكيد
و مانند ضمير متّصل است حروفى كه در مقام جواب آورده نمىشوند.
شارح گويد:
اين حروف نيز با آنچه بآنها متّصل است را بايد در مورد تأكيد لفظى اعاده نمود مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
أيعدكم انّكم اذ متمّ و كنتم ترابا و عظاما انّكم ( آيا اين مدّعى رسالت به شما وعده مىدهد پس از آنكه مرديد و استخوانهاى شما پوسيد باز زنده مىشويد).
شاهد در « انّ » است كه تأكيد شده لذا نه تنها خودش اعاده گرديده بلكه « كم » نيز كه بآن متّصل است تكرار شده است.
انتقاد
بسا در كلمات فصحاء ديده شده حرف غير جواب در مقام تأكيد به تنهائى تكرار شده بدون اينكه آنچه بآن متّصل است اعاده داده شده باشد مانند آنچه در قول مجاشعى وارد شده:
|
حتّى تراها و كأنّ و كأن |
اعناقها مشدّدات بقرن |
يعنى: تا آنكه مىبينى آن چهارپايان تشنهاى را كه برآب وارد شدهاند در حالى كه گويا از شدّت تشنگى گردنهايشان به ريسمان بسته شده و قدرت برحركت ندارند.
شاهد در تأكيد « كأنّ » است كه صرفا خودش تكرار شده بدون اعاده اسم و خبرش و على القاعده بايد: و كانّ اعناقها مشدّدات بقرن و كانّ اعناقها مشدّدات بقرن گفته مىشد و چون شاعر فصيح و كلامش معتبر است كشف مىكنيم قاعده مذكور در حروف ياد شده جارى نيست.
جواب
اين بيت شاذ و خلاف قاعده است و بواسطه آن نمىتوان از قاعده مذكور چشمپوشى نمود.
سپس شارح گويد:
و شاذتر از بيت مذكور عبارت: و لا للمابهم است در بيتى كه مسلم بن معبد اسدى گفته و آن اينست:
|
فلا و اللّه لا يلفى لمابى |
و لا للمابهم ابدا دواء |
يعنى: قسم بخدا كه يافت نمىشود از براى آنچنان دردى كه در ما است و نه از