المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٩٩ - تتمه مبحث تأكيد
عين تأكيد كنيم، امّا اگر آنرا با غير ايندو لفظ بخواهيم تأكيد نمائيم ديگر قيد مذكور لازم نبوده بلكه بدون آوردن ضمير منفصل تأكيد صورت مىگيرد مثلا مىگوئيم:
جاءوا كلّهم (آمدند جملگى ايشان).
در اين مثال ضمير جمع فاعلى در « جائوا » را با « كلّهم » تأكيد كرده بدون اينكه ابتداء از ضمير منفصل كمك گرفته باشيم.
مصنّف گويد:
تأكيد لفظى آنست كه عين لفظ مؤكّد را تكرار مىكنند مانند: ادرجى ادرجى.
شارح گويد:
تأكيد لفظى هم در الفاظ مفرد بوده و هم در جمله.
تأكيد در مفرد از دو حال خارج نيست.
الف: آنكه عين لفظش را تكرار مىكنند مانند: ادرجى ادرجى.
ب: آنكه مرادفش را بعد از آن مىآورند همچون:
انت بالخير حقيق قمين (تو بانجام عمل نيك شايسته و سزاوار هستى).
شاهد در « قمين » بوده كه مرادف « حقيق » است و ذكرش بعد از آن از باب تأكيد لفظى مىباشد.
و تأكيد در جمله نيز ممكنست بدو صورت واقع شود:
١- آنكه مقرون با حرف عطف باشد چنانچه اكثرا اينطور است مانند فرموده حقتعالى:
اولى لك فاولى ثمّ اولى لك فاولى ( سزاوارتر است براى تو پس سزاوارتر است سپس سزاوارتر است براى تو پس سزاوارتر مىباشد).
شاهد در جمله « اولى لك فاولى» است كه بعد از « ثمّ » قرار گرفته و تأكيد جمله اوّل را مىكند.
٢- آنكه با حرف عطف همراه نيست مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
ايا من لست قلاه و لا فى البعد انساه |
لك اللّه على ذلك لك اللّه لك اللّه |
يعنى: اى كسى كه من او را دشمن ندارم و در دورى فراموشش نمىكنم، خدا تو را اى نفس براين حال ثابت بدارد، خداوند تو را براين حال ثابت بدارد.
شاهد در جمله « لك اللّه» است كه تأكيد لفظى بوده و مقرون با حرف عطف نيست.