المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٧٢ - حكم صفت با موصوف
و اتّقوا يوما ترجعون فيه الى اللّه.
( بترسيد از روزى كه در آن روز به سوى حقتعالى باز گردانده مىشويد).
شاهد در « يوما » است كه لفظا نكره بوده نه معنا چه آنكه مشخّص و معلوم است كه مقصود از آن روز قيامت مىباشد لذا صفتش را جمله « ترجعون فيه الى اللّه» آوردهايم.
يا معنا نكره باشد مانند آنچه در قول مردى از بنى سلول آمده:
|
و لقد امرّ على اللئيم يسبّنى |
فمضيت ثمّة قلت لا يعنينى |
يعنى: همانا گذشتم برشخص پستى كه مرا دشنام مىداد، پس از او گذشتم سپس گفتم وى مرا قصد نكرده است.
شاهد در « اللئيم » است كه لفظا نكره نيست ولى معنا ناشناخته و غير معروف مىباشد لذا صفتش را جمله « يسبّنى » آوردهايم.
مصنّف گويد:
پس به جملهاى كه صفت براى نكره واقع شده آنچه را كه در حال خبر بودن اعطاء مىكنند، اعطاء مىنمايند.
مقصود اينست كه تمام احكامى كه به جمله خبريّه اعطاء شده بدون كم و زياد به جمله وصفيّه نيز اعطاء مىشود از قبيل:
١- وجود رابط در آن.
٢- متعلّق بودنش بطور لزوم و وجوب به محذوف در صورتى كه ظرف يا جارّ و مجرور بوده باشد.
و همچنين غير ايندو حكم از احكام ديگرى كه سابقا ذكر شدند.
قوله: و صاحبه: يعنى و صاحب حدث.
قوله: و شبهه: يعنى شبه مشتقّ.
قوله: و هو ما اقيم مقامه: ضمير در « مقامه » به مشتقّ راجع است.
قوله: و اتّقوا يوما ترجعون فيه الى اللّه: آيه (٢٨١) از سوره بقره.
قوله: فاعطيت حينئذ: يعنى حين وقعت الجملة صفة للنكرة.
قوله: من الرابط: چنانچه گوئيم: جائنى رجل قام ابوه.
در اين مثال رابط ضمير « ابوه » مىباشد.
قوله: اذا كانت ظرفا الخ: مانند: مررت برجل فى الدار.