المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٤٥ - كيفيت استعمال اسم تفضيل
حال اگر اسم تفضيل از الف و لام و اضافه مجرّد نبود « من » را با آن نمىآورند.
سؤال
در برخى از اشعار و كلمات فصحاء ديده شده با اينكه اسم تفضيل با الف و لام هست معذلك كلمه « من » نيز بدنبالش آمده مانند آنچه در قول ميمون بن قيس آمده:
|
و لست بالاكثر منهم حصىّ |
و انّما العزّة للكاثر |
يعنى: اى علقمه نيستى بيشتر از ايشان از حيث عدد و شماره و همانا عزّت و غلبه براى جمعيّت صاحب كثرت مىباشد.
شاهد در « الاكثر » است با اينكه الف و لام دارد بعد از آن كلمه « من » آمده است.
جواب
با اين بيت نمىتوان قاعده مذكور را نقض نمود چه آنكه كلمه « من » در اين بيت براى بيان جنس است نه ابتداء غايت و ما گفتيم اگر اسم تفضيل با الف و لام يا مضاف اليه همراه باشد « من » ابتداء غايت بدنبالش در نمىآيد.
مصنّف گويد:
و اگر اسم تفضيل به نكره اضافه شد يا مجرّد آمد لازم است به صيغه مفرد مذكّر ذكر گردد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر اسم تفضيل به نكره اضافه شده يا از اضافه و الف و لام مجرّد بود لازم است آنرا به صيغه مفرد مذكّر بياورند اگرچه موصوف برخلاف آن باشد مانند:
ليوسف و اخوه احبّ الى ابينا منّا ( همانا يوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوبتر هستند).
شاهد در « احبّ » است كه از الف و لام و اضافه مجرّد بوده لاجرم مفرد مذكّر آمده اگرچه موصوف تثنيه است يعنى (يوسف و اخوه).
و نظير:
قل ان كان آبائكم و ابنائكم تا آنجا كه فرموده: احبّ اليكم ( بگو اگر باشند پدران و فرزندانتان .. تا آنجا كه مىفرمايد: محبوبترند نزد شما).
در اين آيه شريفه كلمه « احبّ » چون مجرّد از الف و لام و اضافه مىباشد با