المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٤ - تتمه كلام در مبحث افعال مدح و ذم
لاجرم مجموع را اسم بايد دانست.
بعضى ديگر گفتهاند: مجموع « حبّذا » فعل بوده و فاعلش ما بعد آن مىباشد زيرا پس از تركيب « حبّ » با « ذا » جانب فعليّت غلبه پيدا مىكند زيرا در عبارت فعل براسم مقدّم بوده و همين نكته سبب غلبهاش براسم مىگردد.
مصنّف گويد:
و اگر قصد و اراده ذم داشتى بگو: لا حبّذا.
شارح گويد:
چنانچه شاعر يعنى كنزه گفته است:
|
الا حبّذا اهل الملا غير انّه |
اذا ذكرت مىّ فلا حبّذا هيا |
يعنى: آگاه باش چه خوب هستند اهل مجلس منتهى وقتى ذكرى از « ميّه » مىشود پس او و ذكرش در آن مجلس خوب نمىباشد.
شاهد در « لا حبّذا» است كه براى ذمّ مىباشد.
قوله: و ان يقدّم هو: ضمير « هو » به اسم مخصوص به مدح و ذم راجع است.
قوله: كفى ذلك: مشار اليه « ذلك » تقديم مىباشد.
قوله: انّا وجدناه صابرا الخ: آيه (٤٤) از سوره (ص).
قوله: ساء مثلا القوم الذين الخ: آيه (١٧٧) از سوره اعراف.
قوله: هل هى مثلها: ضمير « هى » به ساء و در « مثلها » به بئس راجع است.
قوله: كبرت كلمة الخ: آيه (٥) از سوره كهف.
قوله: و قيل جملته: يعنى مجموع كلمه « حبّذا ».
قوله: لانّه لمّا ركّب مع ذا: ضمير در « لانّه » و « ركّب » به « حبّ » راجع مىباشد.
متن: «٤٩٤»
|
و أول ذا المخصوص أيّا كان لا |
تعدل بذا فهو يضاهى المثلا |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
اول: فعل امر حاضر، ضمير فاعلى در آن مستتر است.
ذا: مفعول اوّل براى « اول ».
المخصوص: مفعول دوّم براى « اول ».