المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٨ - تتمه كلام در مبحث افعال مدح و ذم
و بئس الرّجل ابو لهب (بد است آن مرد كه ابو لهب باشد).
در ايندو مثال « الرّجل » فاعل و زيد اسم مخصوص به مدح و ابو لهب اسم مخصوص به ذمّ مىباشد.
و در تركيب آن دو احتمال است:
اوّل آنكه بگوئيم اسم مخصوص مبتداء بوده و جمله قبل از آن خبرش مىباشد مثلا در مثال مذكور زيد مبتداء و نعم الرّجل خبر آن مىباشد.
دوّم آنكه ملتزم شويم اسم مخصوص خبر است براى اسم محذوفى كه هيچگاه ظاهر نمىشود چنانچه در آخر باب مبتداء نقل نموديم.
قوله: فهى نكرة موصوفة: يعنى ضمير در « نعم » فاعل بوده و كلمه « ما » تمييزش و جمله « يقول الفاضل» صفت براى « ما » مىباشد.
قوله: فتكون معرفة ناقصة: يعنى موصوله.
قوله: تامّة اخرى: تامّه در سه باب مىآيد كه يكى از آن سه باب، باب نعم و بئس مىباشد.
قوله: ان تبدوا الصدقات فنعمّا هى: آيه (٢٧١) از سوره بقره.
قوله: بئسما اشتروا به انفسهم: آيه (٩٠) از سوره بقره.
قوله: الى ترجيح القول الثانى: مقصود قول سيبويه و ابن خروف مىباشد.
قوله: ليس يبدو: ضمير در « ليس » به « اسم محذوف» راجع است.
متن: «٤٩١»
|
و إن يقدّم مشعر به كفى |
كالعلم نعم المقتنى و المقتفى |
تجزيه و تركيب
واو: استينافيّه.
ان: حرف شرط.
يقدّم: فعل مضارع، مجهول، از باب تفعيل، مجزوم به « ان » ، فعل شرط.
مشعر: نائب فاعل براى « يقدّم ».
به: جارّ و مجرور، متعلّق به « مشعر ».
كفى: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، جواب شرط.
كاف: حرف جارّ و مجرورش « قولك » است كه حذف شده.