المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٧ - تتمه كلام در مبحث افعال مدح و ذم
يعنى: همانا دانستم كه شريعت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از بهترين شرايع است از حيث شريعت بودن.
شاهد در « دينا » بوده كه از قبيل تمييز مؤكّد مىباشد.
مصنّف گويد:
كلمه « ما » تمييز بوده ولى بگفته برخى فاعل است در مثل: نعم ما يقول الفاضل.
شارح گويد:
در موقعيّت كلمه « ما » در مثل: نعم ما يقول الفاضل (خوبست آن چيزى را كه فاضل مىگويد).
بين ادباء اختلافست:
زمخشرى و بسيارى از متأخّرين آنرا تمييز مىدانند، بنابراين نكره موصوفه مىباشد.
سيبويه و ابن خروف معتقدند كه « ما » فاعل است و طبق گفته اينها بايد آنرا گاهى معرفه ناقصه و زمانى معرفه تامّه دانست.
و نظير مثال مذكور بسيار است از جمله:
فرموده حقتعالى: ان تبدوا الصّدقات فنعما هى ( اگر صدقات را اظهار كنيد پس خوب مىباشد).
شاهد در « ما » واقع در « نعما » است كه اختلاف مذكور در آن جاريست.
و نيز فرموده ديگر حقتعالى: « بئسما اشتروا به انفسهم» (بد چيزى است آن معاملهاى كه با خود نمودند).
شاهد در « ما » واقع در « بئسما » است كه اختلاف مذكور در آن جارى مىباشد.
و مصنّف در شرح كافيه مايل شده است به اينكه قول دوّم را براوّل ترجيح دهد.
سپس مصنّف مىگويد:
و اسم مخصوص بعد از « نعم » و « بئس » ذكر مىشود در حالى كه مبتداء بوده و يا خبر است براى اسمى كه هرگز ظاهر نمىشود.
شارح گويد:
مقصود اينست كه بعد از ذكر « نعم » و « بئس » و فاعل ايندو مىبايد اسم مخصوص به مدح و ذمّ را ذكر نمود مانند:
نعم الرّجل زيد (خوب است آن مرد كه زيد باشد).