المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٦ - تتمه كلام در مبحث افعال مدح و ذم
اخفش نحوى نقل نموده كه برخى از اعراب بواسطه « نعم » نكره را رفع مىدهند اعم از آنكه مفرد بوده يا اضافه شده باشد و به عبارت ديگر:
اين طائفه از اعراب معتقدند كه فاعل « نعم » را مىتوان نكره آورد چه اضافه شده و چه مفرد باشد.
مصنّف گويد:
جمع نمودن بين تمييز و فاعلى كه اسم ظاهر است على المشهور مورد اختلاف است.
شارح گويد:
مقصود اينست كه طبق آنچه مشهور شده جمع بين تمييز و فاعلى كه اسم ظاهر است از نظر ادباء اختلافى مىباشد مانند: نعم الرّجل رجلا (خوب است مرد از حيث مرد بودن).
سيبويه و سيرافى آن را ممنوع دانستهاند و دليلشان اينست كه:
فاعل وقتى اسم ظاهر بود به نفس ظهورش از تمييزى كه مبيّن آنست مستغنى مىباشد و به تعبير ديگر:
اسم ظاهر ابهامى ندارد كه محتاج به تمييز باشد لذا ذكر تمييز بعد از آن از قبيل آوردن چيزى است كه احتياجى بآن نمىباشد و در واقع آوردنش لغو و بىجا است.
مبرّد نحوى قائل به جواز آن شده و مصنّف نيز همين نظريّه را قائل شده و گفته است:
وجه جواز اينست كه تمييز لازم نيست هميشه براى رفع ابهام بيايد بلكه گاهى آن را به منظور تأكيد مىآورند چنانچه قبلا گفته شد و از همين قبيل است قول جرير بن عطيّه:
|
و التّغلبيون بئس الفحل فحلهم |
فحلا و امّهم زلّاء منطيق |
يعنى: و طائفه منسوب به قبيله تغلب بد مردمانى هستند، مردانشان از حيث مرد بودن و زنها و مادرهايشان دنبه لاغر و بالش بركپلهاى خود مىگذارند تا خود را برمردم چاق و سمين بنمايانند.
شاهد در « فحلّا » است كه تمييز بوده و مؤكّد براى « فحلّا » مىباشد.
و مانند فرموده ابو طالب عليه السلام:
|
و لقد علمت بانّ دين محمّد « ص » |
من خير اديان البريّة دينا |