المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨٧ - اختلاف صفت مشبهه با اسم فاعل
به قيدى كه مصنّف در متن آورد و گفت: استحسن جرّ فاعل معنا بها.
مثال: زيد ضارب اخوه، از تحت صفت مشبهه خارج گرديد چه آنكه هيچ حسنى ندارد ضارب را به « اخوه » اضافه كرده و بگوئيم: زيد ضارب اخيه.
چه آنكه در اين صورت تصوّر مىشود « اخيه » مفعول و « زيد » فاعل است در حاليكه « اخوه » فاعل مىباشد.
و به قيدى كه من اضافه كرده و گفتم: بعد تحويل اسنادها عنه الخ.
مثال: زيد كاتب ابوه، خارج مىشود.
زيرا صحيح نيست اسناد « كاتب » به « ابوه » را قطعر كرده و به ضميرى دهيم كه به زيد راجع است و سپس « كاتب » را به « ابوه » اضافه كرده و آنرا مجرور ساخته و بگوئيم: زيد كاتب ابيه.
و وجه آن اينست كه زيد كاتب نبوده بلكه پدرش كاتب است در حالى كه وقتى كاتب را به « اب » اضافه كنيم معنا اين ميشود كه زيد كاتب است.
و امّا مقصود از « استحسان جرّ فاعل بواسطه صفت»:
اينست كه صفت را بتوان بآن اضافه كرد و آنرا مجرور قرار داد و اين امرى است كه با دقّت و نظر در معنى كلام مىتوان دركش نمود چنانچه در دو مثال گذشته پس از دقّت و امعان نظر مىيابيم كه اضافه هيچ حسنى ندارد.
اختلاف صفت مشبهه با اسم فاعل
مصنّف گويد:
لازم است صفت مشبهه از فعل لازمى كه براى زمان حاضر است ساخته شود مانند: طاهر القلب (پاكيزه دل). و جميل الظاهر (خوش ظاهر).
شارح گويد:
منظور اينست كه صفت مشبهه با اسم فاعل از جهاتى اختلاف داشته از جمله دو وجه ذيل است كه تقرير مىشوند:
الف: صفت مشبهه فقط از فعل لازم ساخته مىشود هم چون دو مثال فوق كه فعل آندو يعنى: طهر و جمل لازم مىباشند به خلاف اسم فاعل كه هم از فعل لازم اخذش مىكنند مانند: ذهب، يذهب، ذاهب (رونده).