المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨٤ - بناء اسم مفعول
ب: وزن فعل مانند قبض به معناى مقبوض (گرفته شده).
ج: وزن فعل همچون ذبح به معناى مذبوح (سربريده شده).
ايندو وزن اخير را مصنّف در شرح كافيه آورده است:
لازم بتذكّر است كه اين سه وزن هيچكدام عمل اسم مفعول را نمىكنند لذا صحيح نيست بگوئيم:
مررت برجل ذبح كبشه (گذشتم به مردى كه گوسفندش سر بريده شده بود).
يعنى ذبح در كبش عمل كند و آنرا بعنوان نائب فاعل رفع دهد.
چنانچه عبارت:
مررت برجل صريع غلامه (گذشتم به مردى كه غلامش مصروع بود) جايز نيست يعنى نمىتوان صريع را كه به معناى مصروع (مبتداء به دردسر) است در « غلامه » عمل داد و « غلامه » را نائب فاعل قرار داد.
ولى ابن عصفور اين مثال را اجازه داده است.
متن: «٤٦٧»
|
صفة استحسن جرّ فاعل |
معنى بها المشبهة اسم الفاعل |
تجزيه و تركيب
صفة: موصوف، خبر مقدّم.
استحسن: فعل ماضى مجهول، از باب استفعال، صفت است براى « صفة ».
جرّ: مصدر، مضاف، نائب فاعل براى « استحسن ».
فاعل: مضاف اليه براى « جرّ ».
معنى: منصوب بنزع الخافض و در اصل فى المعنى بوده است.
بها: جارّ و مجرور، متعلّق است به « استحسن ».
المشبهة: مبتداء مؤخّر.
اسم الفاعل: مضاف و مضاف اليه، مفعول براى « المشبهة ».
ترجمه
صفت مشبهه عبارتست از صفتى كه نيكو است بواسطهاش فاعل در معنا را جرّ