المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨٣ - بناء اسم مفعول
مانند: مدحرج (اسم فاعل از رباعى مجرّد) مكرم (اسم فاعل از باب افعال) مفرّح (اسم فاعل از باب تفعيل) متعلّم (اسم فاعل از باب تفعّل) متباعد (اسم فاعل از باب تفاعل) منتظر (اسم فاعل از باب افتعال) مجتمع (اسم فاعل از باب افتعال) مستخرج (اسم فاعل از باب استفعال) مقعنسس (اسم فاعل از باب افعنلال) معشوش (اسم فاعل از باب افعيلال) متدحرج (اسم فاعل از باب تفعلل) محرنجم (اسم فاعل از باب افعنلال).
بناء اسم مفعول
مصنّف گويد:
و اگر آنچه از اسم فاعل مكسور است (حرف ما قبل آخر) را فتحه بدهى كلمه مزبور اسم مفعول مىگردد مانند: منتظر.
شارح گويد:
و نيز مانند: مدحرج و مكرم تا آخر آنچه قبلا ذكر شد.
مصنّف گويد:
در اسم مفعول ثلاثى مجرّد وزن مفعول مطّرد و شايع است مانند آنچه از كلمه « قصد » ساخته ميشود.
شارح گويد:
يعنى كلمه مقصود كه اسم مفعول از « قصد » مىباشد.
مصنّف گويد:
و از وزن مفعول سماعا وزن « فعيل » نيابت مىكند مانند فتاة كحيل و فتى كحيل.
شارح گويد:
شرح گفته مصنّف اينست كه:
از وزن مفعول سه وزن ديگر نيابت مىكنند:
الف: وزن فعيل و در آن مذكّر و مؤنّث يكسان مىباشند يعنى براى مؤنّث و مذكّر يك لفظ بكار مىرود مانند:
فتاة كحيل (دختر سرمه كشيده) فتى كحيل (پسر سرمه كشيده).
در ايندو مثال كلمه « كحيل » بمعناى مكحول مىباشد.