المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧١ - مبحث ابنيه مصادر
جلوس است حال اگر مصدر عامش براين وزن باشد براى دلالت برمرّه از وصف استفاده بايد نمود مثلا مىگوئيم: رحم رحمة واحدة (رحم نمود براى يكبار) در اين مثال كلمه « واحدة » كه وصف است براى « رحمة » قرينه مىباشد براينكه « رحمة » مصدر مرّه است.
و فعله « بكسر فاء» مصدرى است كه دلالت برهيئت وقوع فعل مىكند مانند جلسه بكسر جيم يعنى نوعى نشستن.
البتّه در صورتى مصدر نوعى براين وزن مىآيد كه مصدر عام فعل برآن وزن نباشد حال اگر چنين بود براى دلالت برمصدر نوعى بايد از وصف كمك گرفت مثلا مىگوئيم:
نشدت الضالّة نشدة عظيمه (گم شده را معرّفى كردم معرفى نمودن عظيمى).
در اين مثال كلمه « عظيمه » قرينه است براينكه مقصود از « نشدة » مصدر نوعى است.
مصنّف گويد:
در غير ثلاثى مجرّد مصدر مرّه همان مصدر معمولى و عام مىباشد منتهى با افزودن تاء بآخرش.
شارح گويد:
مراد اينست كه قاعده مذكور در مصدر مرّه مربوط به افعال ثلاثى مجرّد بود امّا در غير اين افعال مصدر مرّه همان مصدر معمولى و عام مىباشد منتهى تاء در آخرش مىآوريم مشروط باينكه مصدر عامش برآن وزن نباشد مانند: انطلق انطلاقة.
حال اگر مصدر عام چنين بود براى دلالت برمصدر مرّه لازم است از وصف استفاده كرد مثلا مىگوئيم: استعانة واحدة.
مصنّف گويد:
در غير ثلاثى مجرّد مصدر نوعى شاذ مىباشد مانند خمره (نوعى چارقت بستن).
شارح گويد:
و نظير: عمة (نوعى عمامه بستن) و قمصه (نوعى پيراهن پوشيدن).
قوله: و الملحق به: مقصود مصدرى است كه از اسم جامد يا