المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٣٧ - مبحث اعمال اسم فاعل
و يا الف و لام مذكور براوّلش داخل نشده كه در اين فرض ابدا عمل نمىكند.
البتّه كسائى به مخالفت برخواسته و گفته است:
اسم فاعل به معناى ماضى كه داراى الف و لام نباشد عامل بوده و همچون فعلش معمول مىگيرد.
و به هرصورت يكى از شرائط عمل كردن اسم فاعل اينست كه به معناى حال يا استقبال باشد و در دنباله آن باز مصنّف مىگويد:
و نيز ديگر از شرائط اعمال اسم فاعل اينست كه پهلوى ادات استفهام يا حرف نداء و يا حروف نفى واقع شده و يا صفت براى موصوف بوده و يا مسند براى مسند اليهى باشد.
شارح گويد:
مثال اسم فاعلى كه پهلوى ادات استفهام واقع باشد همچون:
أضارب زيد عمروا (آيا زيد زننده عمرو است).
شاهد در « ضارب » است كه پهلوى همزه استفهام قرار گرفته و در زيد و عمرو عمل كرده، اوّلى فاعلش بوده و دوّمى مفعولش مىباشد.
و مثال اسم فاعلى كه پهلوى ادات نداء واقع باشد مانند:
يا طالعا جبلا (اى بالا رونده از كوه).
شاهد در « طالعا » است كه پهلوى « يا » كه حرف نداء است قرار گرفته لذا در « جبلا » عمل كرده و آنرا بنابر مفعوليّت نصب داده است.
البتّه مخفى نباشد كه اين مثال از شواهد و امثله آن قسمى از اسم فاعل است كه نعت و صفت واقع شده براى موصوف محذوف لذا مصنّف اين مثال را در كتاب كافيه ذكر نكرده است.
و مثال اسم فاعلى كه پهلوى ادات نفى واقع باشد مانند:
ما ضارب زيد عمروا (زننده نيست زيد عمرو را).
شاهد در « ضارب » است كه پهلوى « ما » كه حرف نفى است قرار گرفته لذا در « زيد » و « عمرو » عمل كرده اوّلى را فاعل و دوّمى را مفعول خود قرار داده است.
و مثال اسم فاعلى كه صفت براى موصوف باشد همچون:
مررت برجل ضارب زيدا.
گذشتم بمردى كه اين صفت داشت زننده زيد بود).