المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٨ - «عل»
كلمه « فوق » را منصوب قرائت كرده بنابر اينكه لفظ مضاف اليهش منوى باشد و تقدير:
أفوق هذا تنام الخ است.
«عل»
كلمه « عل » بمعناى « فوق » نيز در آنچه گفتيم مانند « غير » مىباشد مانند آنچه در قول فرزدق آمده:
|
و لقد سددت عليك كلّ ثنيّة |
و اتيت فوق بنى كليب من عل |
يعنى: همانا برتو بستم و هرراه كوه را محكم نمودم و آمدم برسر بنى كليب از بالاى سر ايشان.
شاهد در « عل » است كه مبنى برضمّ بوده زيرا مضاف اليهش حذف و معناى آن در نيّت گرفته شده است.
و نيز مانند آنچه در قول امرء القيس وارد شده:
|
مكر مفرّ مقبل مدبر معا |
كجلمود صخر حطّه السّيل من عل |
يعنى: آن اسب بسيار حمله كننده است بردشمن و بسيار گريزنده مىباشد از دشمن و روى آورنده و پشتكننده است با هم مثل سنگ بزرگى كه بغلطاند و بيفكند آنرا سيل از مكان بلندى به سرازيرى.
شاهد در « عل » است كه باعتبار منقطع بودنش از اضافه معرب و مجرور به « م » آمده.
سپس شارح گويد:
از اينكه مصنّف « عل » را در زمره اسماء مذكور ذكر نمود اينطور استفاده ميشود كه اضافه شدن آن لفظا جايز است چنانچه جوهرى بآن تصريح كرده است ولى ابن ابى الرّبيع در اين مقاله با ايشان مخالف مىباشد و اضافه آن در لفظ را انكار كرده.
قوله: للّه الامر من قبل الخ: آيه (٤) از سوره روم.
قوله: و الاحسن فيها: ضمير در « فيها » به قبل راجع است.
قوله: ايضا: همان طورى كه حكم در غير چنين مىباشد.
قوله: مطلقا: چه مضاف اليه مذكور بوده و چه محذوف، لفظ محذوف منوى بوده يا معنايش و يا اصلا چيزى در نيّت گرفته نشود.