المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٧ - «دون و جهات ششگانه»
شاهد در « حسب » است كه مضاف اليهش يعنى « ياء متكلّم» حذف شده و معنايش در نيّت است لذا لفظ مزبور مبنى برضمّ مىباشد.
و مانند:
هذا حسبك من رجل (اين كفايت مىكند تو را از مرد).
شاهد در « حسبك » است كه مضاف اليه « حسب » در آن ذكر شده لذا لفظ مزبور معرب و مرفوع آمده تا خبر باشد براى « هذا ».
«اوّل»
كلمه « اوّل » نيز در آنچه گفتيم مانند « غير » مىباشد نظير آنچه فارسى از اهل لسان حكايت كرده كه مىگويند:
ابدأ بذا من اوّل (از ابتداء آغاز بآن نما).
در اين مثال كلمه « اوّل » را مىتوان مبنى برضمّ خواند بنابر اينكه معناى مضاف اليهش در نيّت باشد و نيز ممكنست مجرور قرائت شود بنابر اينكه لفظ مضاف اليه در نيّت گرفته شود و بدين ترتيب « اوّل » بواسطه « من » مجرور شده باشد چنانچه امكان دارد آنرا با فتح خواند بنابر اينكه مضاف اليهش حذف شده و نه لفظ و نه معنايش منوى باشد و بدين ترتيب معرب گرديده منتهى بخاطر داشتن وزن فعل و وصف كه هردو از اسباب منع صرف هستند، غير منصرف استعمال شده.
«دونو جهات ششگانه»
كلمه « دو » و همچنين جهات ششگانه يعنى:
فوق، تحت، امام، وراء (خلف) يمين، يسار.
نيز در آنچه گفتيم مانند « غير » مىباشند، مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
اذا انا لم او من عليك و لم يكن |
لقائك الّا من وراء وراء |
يعنى: هرگاه من برتو اعتماد نكنم و ديدار تو ميسّر نباشد مگر از پس پرده پس مرا از وصال تو حظّ و بهرهاى نيست.
شاهد در « وراء » اوّل است كه مضاف اليهش يعنى لفظ « حجاب » حذف شده و معنايش منوى است لذا لفظ مزبور مبنى برضمّ خوانده شده.
كسائى در عبارت:
أفوق تنام ام اسفل (آيا بالا مىخوابى يا پائين).