المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩١ - غير و احكام آن
مقاله شارح
شارح گويد:
كلمه « غير » نظير اىّ است از آنچه در اىّ بيان نموديم در « غير » نيز جارى مىباشد در « اىّ » قبلا گفتيم:
در موردى كه مضاف اليهش محذوف بوده و منوى نباشد با اينكه علّت مذكور موجود است معذلك حضرت آنرا معرب مىدانند، بنابراين بهتر آنست كه آنچه اخفش گفته بپذيريم، وى درباره « غير » گفته است:
غير در اينحالت يعنى موردى كه مضاف اليهش محذوف بوده و در نيّت گرفته نشده معرب مىباشد چنانچه ادباء اجماع و اتّفاق نمودهاند براينكه فتحه غير در اينحالت بطور مطلق و ضمّه آن با تنوين كه البتّه نادرا اينطور مىباشد دو حركت اعرابى هستند.
نظريّه ابن هشام
ابن هشام گفته است:
شرط جواز حذف مضاف اليه « غير » آنست كه لفظ « غير » بعد از « ليس » واقع شود مانند:
قبضت عشرة ليس غير كه تقدير آن:
قبضت عشرة ليس المقبوض غير ذلك مىباشد يعنى:
گرفتم دهتائى را كه آنچه گرفته شده غير از آن نمىباشد.
در اين مثال كلمه « غير » بعد از « ليس » قرار گرفته لذا همان طورى كه مشاهده مىكنيم مضاف اليهش حذف شده است.
و ممكنست تقدير آن:
قبضت عشرة ليس غير ذلك مقبوضا باشد.
در تقدير اوّل اسم « ليس » حذف شده و غير با مضاف اليهش خبر براى آن مىباشند لذا منصوب است و در تقدير دوّم « غير » با مضاف اليهش اسم « ليس » بوده فلذا مرفوع بايد خوانده شود و خبر « ليس » محذوف مىباشد.
سپس شارح گويد:
ابن سراج در اصول و غير مباحث اصولى گفته است:
كه غير بعد از « لا » قرار گرفته و مضاف اليهش حذف شده و بدين ترتيب مبنى