المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٨٨ - مع و حكم آن
سپس مصنّف گويد:
و فتحه و كسره دادن عين آن بخاطر ساكنى كه متّصل بآن است نيز نقل گرديده.
شارح گويد:
مقصود اينست كه در همين حالت بناء نقل شده كه عين آن مبنى برفتح يا مبنى بركسر است البتّه مبنى بركسر نمودن عين زمانى است كه ساكن ديگرى بآن متّصل گردد.
امّا بناء برفتح: جهتش آنست كه فتحه اخفّ حركات است لذا بمنظور خفّت كلمه آنرا مبنى برفتح خواندهاند اگرچه مبنى برسكون است.
و امّا بنابر كسر: بخاطر اصل و قاعدهاى كه در التقاء ساكنين است چه آنكه وقتى دو ساكن با هم ملاقات نمودند اصل و قاعده آنست كه اوّلى را مكسور نمايند اگرچه مبنى برسكون باشد.
قوله: افرد ضميرها: يعنى ضميرى را كه به « اىّ » عود مىكند.
قوله: طوبق: يعنى ضمير را مطابق با مضاف اليه « اىّ » مىآورند.
قوله: فجّر: ضمير فاعلى به « لدن » راجع است.
قوله: و افرادها: يعنى منقطع آوردن « اىّ » از اضافه.
قوله: و نصب غدوة بها: ضمير در « بها » به لدن راجع است.
قوله: الوارد عنهم: يعنى عن اهل اللّسان.
قوله: و كذا رفعها: يعنى رفع غدوه.
قوله: على اضمار كان: بنابراين رفع « غدوه » بخاطر آنست كه اسم « كان » مىباشد.
قوله: كما حكاه الكوفيّون: ضمير در « حكاه » به رفع راجع است.
قوله: لانّه محلّها: ضمير در « لانّه » به جرّ و در « محلّها » به غدوه عود مىكند.
قوله: و هو بعيد عن القياس: ضمير « هو » به نصب راجع است.
قوله: بتسكين العين فيها: ضمير در « فيها » به مع راجع است.
قوله: و هو قليل: ضمير « هو » به تسكين العين راجع است.
قوله: و منه فريشى الخ: ضمير در « منه » به مورد ضرورت راجع است.
قوله: و نقل فى هذه الحالة: يعنى حالت بناء.
قوله: لعينها: يعنى عين مع.