المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٨٧ - مع و حكم آن
اضافه آورده و كلمه « غدوه » را كه پس از آن قرار گرفته از باب تميز بودن يا تشبيه به مفعولبه يا اضمار كان و اسم آن نصب دادهاند.
چنانچه رفع دادن « غدوه » از باب اضمار كان همان طورى كه كوفيّون حكايت كردهاند نيز نادر و شاذّ مىباشد.
لازم به توجّه است: در موردى كه « غدوة » بعد از « لدن » منصوب آمده اگر كلمه اى را بخواهيم به « غدوه » عطف كنيم بايد به جرّ عطف نمائيم زيرا « غدوه » محلّا مجرور است تا مضاف اليه براى « لدن » باشد.
ولى اخفش نصبن معطوف را نيز اجازه داده.
مصنّف گويد:
اين نصب بعيد از قياس و قاعده مىباشد.
مع و حكم آن
مصنّف گويد:
و نيز ادباء لازم شمردهاند « مع » اضافه شود و « مع » كه به سكون عين خوانده شود لغت كميابى مىباشد.
شارح گويد:
كلمه « مع » اسم است براى مكان يا زمان اجتماع و در تمام لغات معرب بوده مگر لغت قبيله ربيعه چه آنكه ايشان آنرا « مع » با سكون عين قرائت كرده و براينحالت مبنى مىدانند.
البتّه اين لغت قليل و نادر است.
سيبويه گويد:
ساكن نمودن عين « مع » از باب ضرورت شعرى است و در غير آن جايز نمىباشد و از همين قبيل است آنچه در قول جرير بن عطيّه آمده:
|
فريشى منكم و هو اى معكم |
و ان كانت زيارتكم لماما |
يعنى: پس امرار معاش و تأمين شدن من از جهات مادى از ناحيه شما بوده و خواهش نفس من نيز با شما مىباشد اگرچه ملاقات و زيارت من شما را در وقتى است دون وقت ديگر.
شاهد در « معكم » است كه از باب ضرورت شعرى عين آن ساكن خوانده شده.