المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٣ - آراء در«لبى»
ينوّن: فعل مضارع، مفرد، مذكّر، مجهول، ضمير نائب فاعلى به « اذ » راجع است، مجزوم تا فعل شرط باشد.
يحتمل: فعل مضارع، مفرد، مذكّر، مجهول، مجزوم تا جواب شرط باشد.
ترجمه:
ادباء لازم شمردهاند كه حيث و اذ به جمل اضافه شوند و اگر اذ با تنوين بيايد محتمل است.
متن: «٤٠٠»
|
افراد اذ و ما كاذ معنى كاذ |
اضف جوازا نحو حسين جانبذ |
تجزيه و تركيب
افراد: مضاف، نائب فاعل براى « يحتمل ».
اذ: مضاف اليه.
واو: استيناف.
ما: موصول، مفعول براى « اضف ».
كاف: حرف جارّ بمعناى تشبيه.
اذ: مجرور بكاف، متعلّق به استقرّ، صله براى « ما ».
معنى: منصوب بنزع خافض و در اصل فى المعنى بوده است.
كاذ: جارّ و مجرور متعلّق به « اضف ».
اضف: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر، متعدّى.
جوازا: مفعول مطلق.
نحو: خبر براى مبتداء محذوف و تقدير آن هو نحو حين الخ مىباشد. مضاف و جمله بعدش مضاف اليه آن مىباشد.
ترجمه
و اگر « اذ » با تنوين بيايد محتمل است از اضافه منقطع باشد.
و آنچه از نظر معنا همچون اذ مىباشد بطور جواز اضافهاش كن همچنانكه اذ را اضافه مىكنى مانند: حين جاء نبذ.
متن: «٤٠١»
|
و ابن او اعرب ما كاذ قد اجريا |
و اختر بنا متلوّ فعل بنيا |