تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩
در تمام ابعاد زندگى از آن الهام مىگيرد.
بسيارى از آيات قرآن به مناسبتهاى تاريخى، مانند جنگ «بدر»، «احد»، «احزاب» و «حنين» نازل شده، و دستورالعملها يا نتيجهگيرىهائى از اين حوادث بوده است، آيا معنى دارد كه: اينها يك جا نوشته شود و به مردم عرضه گردد؟!.
به تعبير ديگر، قرآن مجموعهاى است از اوامر و نواهى، احكام و قوانين، تاريخ و موعظه، و مجموعهاى از استراتژى و تاكتيكهاى مختلف در برخورد با حوادثى كه در مسير امت اسلامى به سوى جلو پيش مىآمده است.
چنين كتابى، كه همه برنامههاى خود را، حتى قوانين كلىاش را از طريق حضور در صحنههاى زندگى مردم، تبيين و اجرا مىكند، امكان ندارد قبلًا يك جا تدوين و تنظيم شود، اين بدان مىماند كه رهبر بزرگى براى پياده كردن انقلاب، تمام اعلاميهها و بيانيهها و امر و نهىهايش را كه به مناسبتهاى مختلف ايراد مىشود يك جا بنويسد و نشر دهد.
آيا هيچ كس مىتواند، چنين سخنى را عاقلانه بداند؟!
٣- نزول تدريجى قرآن، سبب ارتباط دائم و مستمر پيامبر صلى الله عليه و آله با مبدأ وحى بود، اين ارتباط دائمى، قلب او را قوىتر، اراده او را نيرومندتر مىساخت و تأثيرش در برنامههاى تربيتى او، انكار ناپذير بود.
٤- از سوئى ديگر، ادامه وحى، بيانگر ادامه رسالت و سفارت پيامبر صلى الله عليه و آله بود، و جائى براى وسوسه دشمنان نخواهد گذاشت كه بگويند: اين، روزى از سوى خدا مبعوث شد، سپس خدايش او را ترك گفت!، همان گونه كه در تاريخ اسلام مىخوانيم كه: به هنگام تأخير وحى، در آغاز نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله، اين زمزمه پيدا شد، و سوره «و الضحى» براى نفى آن نازل گرديد.