تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧
خالص است كه آنها را از هر گونه شرك و دوگانه و يا چند گانه پرستى، دور مىسازد، مىفرمايد: «آنها كسانى هستند كه: معبود ديگرى را با خداوند نمىخوانند» «وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ».
نور توحيد، سراسر قلب آنها و زندگى فردى و اجتماعيشان را روشن ساخته، و تيرگى و ظلمت شرك، از آسمان فكر و روح آنها به كلى كنار و رخت بر بسته است.
هفتمين صفت، پاكى آنها از آلودگى به خون بىگناهان است: «آنها هرگز انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز به حق، به قتل نمىرسانند» «وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ». «١»
از آيه فوق به خوبى استفاده مىشود: تمام نفوس انسانى در اصل محترمند و ريختن خون آنها ممنوع است، مگر عواملى پيش آيد كه اين احترام ذاتى را تحت الشعاع قرار دهد، و مجوز ريختن خون گردد.
هشتمين وصف آنها اين است كه: دامان عفتشان هرگز آلوده نمىشود «و زنا نمىكنند» «وَ لا يَزْنُونَ».
آنها بر سر دو راهى كفر و ايمان، ايمان را انتخاب مىكنند، و بر سر دو راهى امنيت و ناامنى جانها، امنيت را، و بر سر دو راهى پاكى و آلودگى، پاكى را، آنها محيطى خالى از هر گونه شرك، ناامنى، بىعفتى و ناپاكى با تلاش و كوشش خود فراهم مىسازند.
و در پايان اين آيه، براى تأكيد هر چه بيشتر اضافه مىكند: «و هر كس يكى از اين امور را انجام دهد، عقوبت و مجازاتش را خواهد ديد» «وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ