تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٨
دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ».
آرى، در آن هنگام كه تمام درهاى عالم اسباب به روى انسان بسته مىشود، كارد به استخوانش مىرسد، و از هر نظر درمانده و مضطر مىگردد، تنها كسى كه مىتواند قفل مشكلات را بگشايد، بنبستها را بر طرف سازد، نور اميد در دلها بپاشد، و درهاى رحمت به روى انسانهاى درمانده باز كند، ذات پاك او است و نه غير او.
از آنجا كه اين واقعيت به عنوان يك احساس فطرى در درون جان همه انسانها است، بت پرستان نيز به هنگامى كه در ميان امواج خروشان دريا گرفتار مىشوند، تمام معبودهاى خود را فراموش كرده، دست به دامن لطف «اللَّه» مىزنند همان گونه كه قرآن مىگويد: فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ: «هنگامى كه سوار كشتى مىشوند خدا را مىخوانند در حالى كه پرستش را مخصوص او مىدانند». «١»
سپس مىافزايد:
نه تنها مشكلات و ناراحتىها را بر طرف مىسازد، كه «شما را خلفاى زمين قرار مىدهد» «وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الأَرْضِ».
«آيا با اين همه، معبودى با خدا است»؟ «أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ».
«ولى شما كمتر متذكر مىشويد» و از اين دلائل روشن پند و اندرز نمىگيريد «قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ». «٢»
پيرامون مفهوم «مضطر» و مسأله استجابت دعا و شرائط آن بحثهائى است كه در نكتهها در پايان همين آيات به خواست خدا خواهد آمد.