تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨
همان جملههاى متحد المال، و كاملًا حساب شده، كه در آغاز دعوت ساير پيامبران آمده است: دعوت به تقوا، تأكيد بر سابقه امانت در ميان مردم، و تأكيد بر اين مسأله كه اين دعوت الهى تنها انگيزه معنوى دارد و هيچ چشم داشت مادى از هيچ كس در آن نيست، تا بهانهجويان و بدبينان آن را وسيله فرار خود قرار ندهند.
***
«شعيب» نيز، مانند ساير پيامبرانى كه گوشهاى از تاريخشان در اين سوره قبلًا آمده است، بعد از دعوت كلى خود، به تقوا و اطاعت فرمان خدا، در بخش دوم از تعليماتش، روى انحرافات اخلاقى و اجتماعى آن محيط انگشت گذارد، و آن را به زير نقد كشيد، و از آنجا كه مهمترين انحراف اين قوم مرفه نابسامانىهاى اقتصادى، و ظلم فاحش، حق كشى و استثمار بود، بيش از همه، روى اين مسائل تكيه كرد.
نخست، مىگويد: «حق پيمانه را ادا كنيد» (كمفروشى ننمائيد) «أَوْفُوا الْكَيْلَ».
«و مردم را به خسارت و زيان ميفكنيد» «وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ».
***
«با ترازوى مستقيم و صحيح، وزن كنيد» «وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ». «١»
***
«حق مردم را كم نگذاريد، و بر اشياء و اجناس مردم، عيب ننهيد» «وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ».