تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢
ذلتبار، و توأم با حقارت، به گونهاى كه تمام كاخها، اموال، جاه و جلال خود را از دست خواهند داد؛ چرا كه در برابر آئين حق، تسليم نشدند و از در مكر و فريب وارد گشتند.
البته اين تهديد، براى فرستادگانى كه وضع سليمان عليه السلام را از نزديك ديدند و لشكر و عسكر او را تماشا كردند، يك تهديد جدى و قابل ملاحظه بود.
با توجه به آنچه در آيات قبل خوانديم، كه سليمان عليه السلام دو چيز از آنها خواسته بود «ترك برترى جوئى» و «تسليم در برابر حق» و پاسخ ندادن آنها به اين دو امر و توسل به ارسال هديه، دليل بر امتناع آنها از پذيرش حق و ترك استعلاء بود، به اين دليل، آنها را تهديد به فشار نظامى مىكند.
هر گاه «ملكه سبأ» و اطرافيان او، تقاضاى دليل و مدرك، يا معجزه و مانند آن كرده بودند، به آنها حق مىداد كه: بيشتر تحقيق كنند، اما فرستادن هديه، ظاهرش اين بود كه آنها در مقام انكارند.
اين را نيز مىدانيم: مهمترين خبر ناگوارى كه «هدهد» به سليمان عليه السلام درباره اين قوم و جمعيت داد، اين بود كه: آنها آفتابپرستند، و خداوند بزرگ را كه بر غيب و شهود آسمان و زمين سلطه دارد، رها كرده، در برابر مخلوقى به خاك مىافتند.
سليمان عليه السلام از اين مسأله ناراحت شد، و مىدانيم: بت پرستى چيزى نيست كه آئينهاى الهى در برابر آن سكوت كنند، و يا بت پرستان را به عنوان يك اقليت مذهبى تحمل نمايند، بلكه در صورت لزوم، با توسل به زور بتكدهها را ويران و آئين شرك و بت پرستى را برمىچينند.
از توضيحاتى كه در بالا داديم روشن مىشود: تهديد سليمان عليه السلام با اصل اساسى «لا اكْراهَ فِى الدِّيْن» تضادى ندارد كه: بت پرستى دين نيست، بلكه يك