تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨١
از روايات اسلامى نيز استفاده مىشود كه: ابليس نخستين كسى بود كه تعصب به خرج داد.
على عليه السلام- چنان كه در «نهج البلاغه» آمده- بحث گويا، رسا و كوبندهاى در خطبه «قاصعه» در زمينه تعصب بيان فرموده است كه گوشهاى از آن را ذيلًا ملاحظه مىكنيد.
أَمَّا إِبْلِيسُ فَتَعَصَّبَ عَلَى آدَمَ لِا صْلِهِ وَ طَعَنَ عَلَيْهِ فِي خِلْقَتِهِ، فَقَالَ: أَنَا نَارِيٌّ وَ أَنْتَ طِينِيٌّ: «ابليس در برابر آدم به خاطر اصل و اساس خويش تعصب ورزيد، و آدم را مورد طعن قرار داد، و گفت: من از آتشم تو از خاك»!
سپس اضافه مىفرمايد: فَإِنْ كَانَ لا بُدَّ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكَارِمِ الْخِصَالِ وَ مَحَامِدِ الأَفْعَالِ وَ مَحَاسِنِ الأُمُورِ: «اگر قرار هست تعصبى داشته باشيد، اين تعصب شما به خاطر اخلاق پسنديده، افعال نيك و كارهاى خوب باشد». «١»
ضمناً، از اين حديث به خوبى روشن مىشود كه: ايستادگى سرسختانه براى طرفدارى از يك واقعيت مطلوب، نه تنها تعصب مذموم نيست، بلكه مىتواند خلاء روحى انسان را در پيوندهاى نادرست جاهلى پر كند.
لذا، در حديثى از امام على بن الحسين عليه السلام مىخوانيم: از آن حضرت درباره «تعصب» سؤال كردند فرمود: الْعَصَبِيَّةُ الَّتِي يَأْثَمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا أَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخَرِينَ، وَ لَيْسَ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُحِبُّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ، وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُعِينَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ:
«تعصبى كه انسان به خاطر آن گناهكار مىشود اين است كه: اشرار قومش را بهتر از نيكان قوم ديگر بداند، اما اين كه انسان، قوم و قبيله خويش را دوست