تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥
تفسير:
اين همه درس عبرت و اين همه بىخبرى!
در اين آيات، قرآن مجيد براى دلدارى پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان از يكسو، و تهديد مشركان بهانهجو كه نمونه سخنانشان در آيات پيشين گذشت، از سوى ديگر، به تاريخ اقوام گذشته و سرگذشت شوم آنها اشاره كرده، و مخصوصاً روى شش قوم (فرعونيان، قوم نوح، قوم عاد، ثمود، اصحاب الرس، و قوم لوط) تكيه مىكند و درسهاى عبرتى كه از سرگذشت اين اقوام به طور كاملًا فشرده و گويا منعكس مىنمايد.
نخست مىفرمايد: «ما به موسى، كتاب آسمانى داديم، و برادرش هارون را براى كمك، همراهش ساختيم» «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِيراً».
زيرا آنها برنامه سنگينى براى مبارزه در برابر فرعونيان، بر دوش داشتند و مىبايست، اين كار انقلابى مهم را با كمك يكديگر به ثمر بنشانند.
***
ما به آن دو خطاب كرديم، «و گفتيم: به سوى اين قوم برويد، كه آيات ما را تكذيب كردند» «فَقُلْنَا اذْهَبا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا».
آنها از يكسو، آيات و نشانههاى خدا را كه در آفاق، انفس و در تمام عالم هستى وجود دارد، عملًا تكذيب نمودند، و راه شرك و بت پرستى را پيش گرفتند، و از سوى ديگر، تعليمات انبياى پيشين را نيز ناديده گرفته، و آنها را تكذيب نمودند.
ولى با تمام تلاش و كوششى كه موسى عليه السلام و برادرش انجام دادند، و با ديدن آن همه معجزات عظيم و متنوع و روشن، باز راه كفر و انكار را پيش گرفتند، لذا