تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦
نكتهها:
١- در اين آيه، سخن از چهارپايان و انسانهاى بسيار، به ميان آمده، هر چند تمام حيوانات و انسانها از آب باران استفاده مىكنند.
اين، به خاطر آن است كه: اشاره به بيابانگردان، و چادرنشينانى كند كه مطلقاً آبى غير از باران در اختيار ندارند، و به طور مستقيم از آب باران استفاده مىكنند، اين نعمت بزرگ براى آنها محسوستر است، هنگامى كه قطعه ابرى در آسمان ظاهر مىشود، رگبارى مىزند و گودالها پر از آب زلال باران مىشود، حيواناتشان سيراب و خودشان نيز از آن مىنوشند، جنبش حيات و زندگى را در وجود خود و چهارپايانشان به خوبى احساس مىكنند.
٢- «نسقيه» از ماده «اسقاء» است، و تفاوت آن با «سقى»، چنان كه «راغب» در «مفردات» و بعضى ديگر از مفسران گفتهاند، اين است كه: «اسقاء» به معنى آماده ساختن آب، و در اختيار گذاردن است كه: هر موقع انسان اراده كند، از آن بنوشد، در حالى كه، ماده «سقى» به معنى آن است كه ظرف آب را به دست كسى بدهند، تا بنوشد و به تعبير ديگر اسقاء، معنى وسيعتر و گستردهترى دارد.
٣- در اين آيه، نخست سخن از زمينهاى مرده به ميان آمده، بعد چهارپايان و بعد انسانها، اين تعبير، ممكن است به خاطر اين باشد كه: تا زمينها به وسيله باران زنده نشوند، چهارپايان غذائى نخواهند داشت، و تا چهارپايان جان نگيرند، انسان نمىتواند از آنها تغذيه كند.
٤- مطرح كردن مسأله حيات بخشى آب، بعد از مسأله پاكسازى، ممكن است اشاره به ارتباط نزديك اين دو با هم باشد. «١»
***