تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
***
نكتهها:
١- منظور از معبودها در اينجا كيانند؟
در پاسخ اين سؤال، دو تفسير در ميان مفسران معروف وجود دارد:
نخست اين كه: منظور معبودهاى انسانى (همچون مسيح عليه السلام) يا شيطانى (همچون جنّ) و يا «فرشتگان» است كه هر كدام را گروهى از مشركان براى پرستش انتخاب كرده بودند.
و از آنجا كه آنها داراى عقل، شعور و ادراك هستند مىتوانند، مورد اين بازپرسى قرار گيرند، و براى اتمام حجت، و اثبات دروغ مشركان كه مىگويند:
اينها ما را به عبادت خود دعوت كردند، از آنها سؤال مىشود.
آيا چنين سخنى صحيح است؟ و آنها صريحاً گفتار مشركان را تكذيب مىكنند!.
تفسير دوم كه جمعى از مفسران آن را ذكر كردهاند، اين است: خداوند در آن روز، نوعى از حيات و درك و شعور به «بتها» مىبخشد، به طورى كه مىتوانند مورد بازپرسى قرار گيرند، و پاسخ لازم را بدهند كه: خدايا ما اينها را گمراه نكرديم، بلكه، آنها خودشان بر اثر غرق شدن در شهوات و غرور، گمراه شدند.
اين احتمال نيز، وجود دارد كه: تمام معبودها را شامل شود، اعم از آنها كه داراى عقل و شعورند و به زبان خود واقعيتها را مىگويند، و معبودهائى كه از عقل و شعور برخوردار نيستند و به زبان حال حقيقت را منعكس مىسازند.
ولى، قرائن موجود در آيه، با تفسير اول هماهنگتر است، چرا كه فعلها و ضميرها همه نشان مىدهد: طرف صحبت، صاحبان عقل و شعورند و اين متناسب با معبودهائى همچون مسيح، فرشتگان و مانند آنها است.