تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠
گذشته از كاروانهائى كه در مسير راه هستند اهل خود منطقه نيز آنها كه ضعيفتر و كم درآمدترند و مجبورند جنس خود را با سرمايهداران گردن كلفت معامله كنند، سرنوشتى بهتر از اين ندارند.
قيمت متاع، اعم از جنسى را كه مىخرند، و جنسى را كه مىفروشند به ميل آن ثروتمندان تعيين مىشود، پيمانه و وزن نيز، در هر حال در اختيار آنها است و اين بينواى مستضعف، بايد مانند «مردهاى در دست غسال» تسليم باشد!.
با توجه به آنچه گفتيم: به تعبيرات گوناگون آيات فوق باز مىگرديم:
در يك مورد آنها را دستور به ادا كردن حق پيمانه مىدهد، و در جاى ديگر توزين با ترازوى درست، و مىدانيم: سنجش كالاها، يا از طريق كيل است و يا وزن، مخصوصاً روى هر يك از اين دو، جداگانه انگشت مىگذارد، تا تأكيد بيشترى باشد بر اين دستور كه در هيچ موردى اقدام به كمفروشى نكنند.
تازه كمفروشى هم طرقى دارد، گاهى ترازو و پيمانه درست است ولى حق آن ادا نمىشود، و گاه ترازو خراب و پيمانه نادرست و قلابى است، و در آيات فوق به همه اينها اشاره شده است.
پس از روشن شدن اين دو تعبير، به سراغ «لا تَبْخَسُوا» كه از ماده «بخس» گرفته شده است مىرود، و آن در اصل به معنى كم گذاردن ظالمانه از حقوق مردم، و گاه به معنى تقلب و نيرنگى است كه منتهى به تضييع حقوق ديگران مىگردد، بنابراين، جمله فوق داراى معنى وسيعى است كه هر گونه غش، تقلب، تزوير و خدعه در معامله، و هر گونه پايمال كردن حق ديگران را شامل مىشود.
و اما جمله «لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ» با توجه به اين كه «مخسِر» به معنى كسى است كه شخص يا چيزى را در معرض خسارت قرار مىدهد، آن نيز معنى وسيعى دارد كه علاوه بر كمفروشى، هر عاملى را كه سبب زيان و خسران طرف