تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨١
اما مىدانيم هم تفسير «فوج» به معنى مزبور خلاف ظاهر است، و هم تفسير ناهماهنگى آيات، به تقديم و تأخير.
***
«سرانجام، اين گروه را به پاى محاسبه مىآورند و خداوند به آنها مىگويد:
آيا آيات مرا تكذيب كرديد، در حالى كه آگاهى از آن نداشتيد و در صدد تحقيق از آن برنيامديد»؟! «حَتَّى إِذا جاؤُا قالَ أَ كَذَّبْتُمْ بِآياتِي وَ لَمْ تُحِيطُوا بِها عِلْماً».
«و چه اعمالى انجام مىداديد» «أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ». «١»
گوينده اين سخن، خداوند است و منظور از آيات، معجزات پيامبران و يا فرمانهاى الهى و يا همه اينها است.
و منظور از جمله «وَ لَمْ تُحِيطُوا بِها عِلْماً» يعنى بدون آن كه از آن تحقيق كنيد و به حقيقت امر آگاهى يابيد به تكذيب آن پرداختيد و اين نهايت جهل و نادانى است كه انسان بدون تحقيق و احاطه علمى به چيزى، در صدد انكار آن برآيد.
در حقيقت، از آنها دو چيز سؤال مىشود: يكى از تكذيب بدون تحقيقشان، و ديگر از اعمالى كه انجام مىدادند.
اگر آيه فوق، درباره قيامت و رستاخيز باشد، مفهومش معلوم است و اما اگر اشاره به مسأله رجعت باشد- چنان كه هماهنگى آيات ايجاب مىكند- اشاره به اين است كه: به هنگام بازگشت گروهى از بدكاران به اين جهان، كسى كه نماينده خدا و ولى امر است، آنها را مورد بازپرسى قرار مىدهد، سپس به مقدار استحقاقشان آنها را مجازات دنيوى مىكند، و اين مانع از عذاب آخرت آنها