تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨
نكتهها:
١- مجازات قوم ثمود
در آيات قرآن، گاهى در مورد اين قوم طغيانگر مىگويد: «زلزله آنها را فرو گرفت و درهم كوبيد» (فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ). «١»
گاه، مىگويد: «صاعقه آنها را فرو گرفت» (فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ). «٢»
و گاه، مىگويد: «صيحه آسمانى دامانشان را گرفت» (وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ). «٣»
اما هيچ منافاتى بين اين تعبيرات سهگانه نيست؛ چرا كه صاعقه همان جرقه بزرگ الكتريكى است كه در ميان قطعات ابر و زمين مبادله مىشود، هم با صداى عظيم و صيحه همراه است، و هم با لرزش شديد زمينهاى اطراف. «٤»
***
٢- بعضى از مفسران روايت كردهاند كه ياران حضرت صالح كه با او نجات يافتند چهار هزار نفر بودند، آنها به فرمان پروردگار از آن منطقه آلوده مملوّ از فساد بيرون رفته، به سوى حضرموت كوچ كردند. «٥»
***
٣- «خاويه» از ماده «خواء» (بر وزن هواء) گاه، به معنى ساقط گشتن و ويران شدن است، و گاه، به معنى خالى شدن، اين تعبير در مورد ستارگان (شهب) كه سقوط مىكند نيز آمده، مىگويند: «خوى النجم» يعنى ستاره سقوط كرد.