تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣
است بر اين وعده حتمى خداوند، يعنى آنچنان اين وعده قطعى است كه مؤمنان مىتوانند آن را از خدا مطالبه كنند، و درست به اين مىماند كه: ما به كسى وعدهاى داده و در ضمن به او حق مىدهيم، از ما طلبكارى نمايد.
البته هيچ مانعى ندارد كه همه اين معانى در مفهوم وسيع «مَسْئُولًا» جمع باشد.
***
٥- با توجه به جمله «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ» (هر چه بخواهند در آنجا هست) اين سؤال براى بعضى پيدا شده كه: اگر مفهوم گسترده اين جمله را در نظر بگيريم، نتيجهاش اين مىشود: بهشتيان مثلًا اگر مقام انبياء و اولياء را بخواهند به آنها داده مىشود، و يا اگر نجات دوستان و بستگان گنهكارشان را- كه مستحق دوزخند- طلب كنند به آن مىرسند، و مانند اين خواستهها.
اما با توجه به يك نكته جواب اين سؤال روشن مىشود، و آن اين كه:
پردهها از برابر چشمان بهشتيان كنار مىرود، حقايق را به خوبى درك مىكنند و تناسبها در نظر آنان كاملًا واضح مىشود، آنها هرگز به فكرشان نمىگذرد كه چنين تقاضاهائى را از خدا كنند و اين درست به اين مىماند كه ما در دنيا تقاضا كنيم: يك كودك دبستانى استاد دانشگاه شود، و يا يك دزد جنايتكار، قاضى دادگاه، آيا اين گونه امور به فكر هيچ عاقلى در دنيا مىرسد؟ در آنجا نيز چنين است، از اين گذشته آنها تمام خواستههايشان تحت الشعاع خواست خدا است و همان مىخواهند كه خدا مىخواهد و چيزى بر خلاف رضاى خداوند نمىخواهند.
***