تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠
اين آيه در حقيقت پاسخى است به درخواست مشركان، و يكى ديگر از بهانهجوئىهاى آنها، زيرا آنها انتظار داشتند: خداوند و فرشتگان، طبق اساطير و افسانههاى آنان، در ميان ابرها به سراغشان بيايند، و آنها را به سوى حق دعوت كنند، در اسطورههاى يهود، نيز آمده كه: گاه، خداوند در لابلاى ابرها ظاهر مىشد!.»
قرآن، در پاسخ آنها مىگويد: آرى فرشتگان (و نه خدا) روزى به سراغ آنها مىآيند، اما كدام روز؟ روزى كه مجازات و كيفر اين بدكاران فرا مىرسد و بيهودهگوئىهاى آنها را پايان مىدهد.
اكنون ببينيم منظور از شكافته شدن «آسمان با ابرها» چيست؟ با اين كه:
مىدانيم، اطراف ما چيزى به نام آسمان كه قابل شكافته شدن باشد، وجود ندارد.
بعضى از مفسران مانند: «علامه طباطبائى» رضى الله عنه در تفسير «الميزان» فرمودهاند: منظور، شكافته شدن آسمان عالم شهود و كنار رفتن حجاب جهل و نادانى و نمايان گشتن عالم غيب است، يعنى انسان در آن روز، درك و ديدى پيدا مىكند كه با امروز، بسيار متفاوت است، پردهها كنار مىرود، و فرشتگان را كه در حال نزول از عالم بالا هستند، مىبيند.
تفسير ديگر اين است كه: منظور از «سماء»، كرات آسمانى است كه بر اثر انفجارات پى در پى از هم متلاشى مىشود، و ابرى كه حاصل از اين انفجارات و متلاشى شدن كوهها است صفحه آسمانها را فرا مىگيرد، بنابراين، كرات آسمانى شكافته مىشود، در حالى كه همراه با ابرهاى حاصل از آن است. «٢»
آيات بسيارى از قرآن مجيد،- مخصوصاً آنها كه در سورههاى كوتاه آخر