تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩
داشتند، و همه اينها را زير چتر ايمان و توحيد قرار داده بود.
***
٣- نطق پرندگان
در آيات فوق، و آياتى كه بعد از اين در داستان «هدهد» و «سليمان» خواهد آمد، صريحاً اشاره به نطق پرندگان و ميزانى از درك و شعور براى آنان شده است.
بى شك پرندگان- مانند ساير حيوانات- در حالات مختلف، صداهاى گوناگونى از خود ظاهر مىسازند كه با دقت و بررسى، مىتوان از نوع صدا به وضع حالات آنها پى برد كه:
كدام صدا مربوط به حالات خشم است؟ و كدام رضا؟.
كدام صدا دليل بر گرسنگى است؟ و كدام نشانه تمنى؟.
با كدام صدا بچههاى خود را فرا مىخواند؟
و با كدام صدا آنها را از بروز حادثه وحشتناكى خبر مىدهد؟
اين قسمت از صداى پرندگان، مورد هيچگونه شك و ترديد نيست، و همه كم و بيش با آن آشنا هستيم.
ولى آيات اين سوره، ظاهراً مطلبى بيش از اين را بيان مىكند، بحث از سخن گفتن آنان به نحو مرموزى است كه مطالب دقيقترى در آن منعكس است، و بحث از تفاهم و گفتگوى آنها با يك انسان است، گرچه اين معنى براى بعضى عجيب مىآيد، اما با توجه به مطالب مختلفى كه دانشمندان در كتابها نوشتهاند و مشاهدات شخصى بعضى در مورد پرندگان مطلب عجيبى نيست.
ما از هوش حيوانات، مخصوصاً پرندگان مطالبى عجيبتر از اين سراغ داريم.