تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٨
و جاى تعجب نيست كه عفريتى اين چنين بتواند در يك مدت كوتاه، يعنى يك يا چند ساعت كه سليمان در مجلس خويش براى داورى ميان مردم، يا رسيدگى به امور مملكت، يا نصيحت و ارشاد، نشسته است، چنين امر مهمى را انجام دهد.
***
دومين نفر، مرد صالحى بود كه آگاهى قابل ملاحظهاى از «كتاب الهى» داشت، چنان كه قرآن در حق او مىگويد: «كسى كه علم و دانشى از كتاب داشت گفت: من تخت او را قبل از آن كه چشم بر هم زنى نزد تو خواهم آورد»!! «قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ».
و هنگامى كه سليمان عليه السلام با اين امر موافقت كرد، او با استفاده از نيروى معنوى خود تخت «ملكه سبأ» را در يك «طرفة العين» نزد او حاضر كرد:
«هنگامى كه سليمان آن را نزد خود مستقر ديد، زبان به شكر پروردگار گشوده گفت: اين از فضل پروردگار من است، تا مرا بيازمايد كه آيا شكر نعمت او را به جا مىآورم يا كفران مىكنم»؟! «فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ».
سپس افزود: «هر كس شكر كند، به سود خويش شكر كرده است، و هر كسى كفران كند، پروردگار من غنى و كريم است» «وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ».
در اين كه: اين شخص كه بوده؟ و اين قدرت عجيب را از كجا به دست آورده؟ و منظور از علم كتاب چيست؟ مفسران گفتگو بسيار كردهاند.
ولى ظاهر اين است: اين شخص يكى از نزديكان با ايمان، و دوستان خاص سليمان عليه السلام بوده است، و غالباً در تواريخ نام او را «آصف بن برخيا» نوشتهاند، و