تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣
سرچشمه مىگرفته، يا اشاره به درياى احمر (و به تعبير ديگر بحر قلزم) است.
از «تورات» كنونى و همچنين كلمات بعضى از مفسران، چنين برمىآيد كه:
اشاره به «درياى احمر» است، ولى قرائنى در دست داريم كه نشان مىدهد، منظور همان نهر عظيم نيل است؛ زيرا «بحر» در لغت- چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد- در اصل به معنى آب فراوان و وسيع است، و «يم» نيز همين معنى را مىرساند.
بنابراين، اطلاق اين دو كلمه، بر «نيل» هيچ مانعى ندارد، و اما قرائنى كه اين نظر را تأييد مىكند عبارتند از:
١- محل سكونت فراعنه كه مركز آباد شهرهاى مصر بوده، حتماً نقطهاى بوده است كه با رود نيل فاصله زيادى نداشته، و اگر معيار را محل فعلى «اهرام» يا حوالى آن بگيريم، بنى اسرائيل ناچار بودند براى رسيدن به سرزمين مقدس، نخست از «نيل» عبور كنند؛ زيرا اين منطقه در غرب نيل، واقع شده و براى رسيدن به سرزمين مقدس بايد آنها به سوى شرق بروند (دقت كنيد).
٢- فاصله مناطق آباد مصر كه طبعاً در نزديكى نيل است با درياى احمر به قدرى است كه بسيار بعيد به نظر مىرسد، بنى اسرائيل بتوانند آن را در يك شب و يا نصف يك شب، طى كنند (از آيات گذشته اين مطلب روشن شد كه آنها شبانه سرزمين فراعنه را پشت سر گذاشتند، و قاعدتاً در دل شب اين كار را كردند و لشكر فرعون نيز به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسيدند).
٣- براى گذشتن از سرزمين مصر، و رسيدن به اراضى مقدس، نيازى نيست كه از درياى احمر بگذرند؛ چرا كه قبل از حفر كانال سوئز باريكه خشك قابل ملاحظهاى در آنجا وجود داشته است، مگر اين كه: دست به دامن اين فرضيه بزنيم كه در زمانهاى بسيار قديم، درياى احمر با درياى مديترانه متصل بوده و