تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥
از تواريخ اسلامى و روايات به خوبى بر مىآيد: پيشوايان بزرگ ما هميشه اصرار داشتند، نامهها را فشرده و مختصر، خالى از حشو و زوائد و كاملًا حساب شده، بنگارند.
اميرمؤمنان على عليه السلام به كارمندان و نمايندگانش در يك بخشنامه چنين نوشت: أَدِقُّوا أَقْلامَكُمْ، وَ قَارِبُوا بَيْنَ سُطُورِكُمْ، وَ احْذِفُوا عَنِّي فُضُولَكُمْ وَ اقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعَانِي، وَ إِيَّاكُمْ وَ الإِكْثَارَ، فَإِنَّ أَمْوَالَ الْمُسْلِمِينَ لا تَحْتَمِلُ الإِضْرَارَ: «نوك قلمها را تيز كنيد، و سطرها را به هم نزديك سازيد، و مطالب زائد و اضافى را از نامههايتان براى من حذف كنيد، بيشتر به معنى توجه كنيد، و از توضيح و تفصيل بپرهيزيد كه اموال مسلمانان توانائى اين هزينه و ضرر را ندارد». «١»
تيز كردن نوك قلمها سبب مىشود، كلمات را كوچكتر بنويسند، نزديك ساختن سطور به يكديگر، و حذف تشريفات و اضافات، نه تنها صرفهجوئى در اموال بيت المال، يا اموال خصوصى است كه صرفهجوئى در وقت نويسنده و خواننده نيز هست و حتى گاه سبب مىشود: هدف اساسى نامه در لابلاى جمله بندىهاى تشريفاتى از بين برود و نويسنده و خواننده به هدف خود نرسند.
در اين اواخر معمول شده بود: بر خلاف رويه صدر اسلام، نامهها را با القاب فراوان و الفاظ زياد، و مقدمات و حواشى و اضافات پر مىكردند، و چه وقتهاى گرانبهائى كه بيهوده از اين راه تلف مىشد و چه سرمايههائى كه از بين مىرفت.
مخصوصاً اين نكته قابل توجه است: در شرائط آن زمان كه فرستادن يك نامه به وسيله يك پيك مخصوص، گاه، هفتهها طول مىكشيد و هزينهها داشت