تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣
رويدادهاى زندگى ما و تجربيات تلخى كه در دوران عمر در مورد خويش و ديگران ديدهايم، شاهد زنده تمام نكتههائى است كه، در آيات و روايات فوق در زمينه هواپرستى وارد شده است.
افرادى را مىبينيم كه: چوب يك ساعت هواپرستى را تا آخر عمر مىخورند!.
جوانانى را سراغ داريم كه: بر اثر پيروى از هوا چنان در دام اعتيادهاى خطرناك، انحرافات جنسى و اخلاقى گرفتار شدهاند كه تبديل به موجودى زبون، ناتوان، و بى ارزش گرديده، و تمام نيروها و سرمايههاى خويش را از كف دادند.
در تاريخ معاصر، و گذشته، به نام كسانى برخورد مىكنيم كه: به خاطر هواپرستيشان هزاران و گاه ميليونها انسان بى گناه را به خاك و خون كشيدهاند، و نام ننگينشان تا ابد به زشتى برده مىشود.
اين اصل استثناء پذير نيست، حتى دانشمندان و عابدان پرسابقهاى همچون «بلعم باعورا» بر اثر پيروى از هواى نفس، چنان از اوج عظمت انسانيت سقوط كردند كه قرآن مَثَل آنها را به سگ پليدى مىزند كه همواره پارس مىكند. «١»
بنابراين، جاى تعجب نيست كه: «پيامبر» صلى الله عليه و آله و «اميرمؤمنان» عليه السلام مىفرمايند:
«خطرناكترين پرتگاهى كه بر سر راه سعادت شما قرار گرفته، هواپرستى و آرزوهاى دور و دراز است؛ چرا كه پيروى از هوا شما را از حق باز مىدارد و آرزوهاى دراز، آخرت را به دست فراموشى مىسپارد» (إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنانِ اتِّباعُ الْهَوى وَ طُولُ الأَمَلِ فَأَمَّا اتِّباعُ الْهَوى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الأَمَلِ فَيُنْسِي الآخِرَةَ). «٢»
تعبيراتى كه در نقطه مقابل، يعنى ترك هوا پرستى در آيات و روايات وارد