تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢
مىخوانيم: فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا: «از هوا تبعيت نكنيد تا مانع اجراى عدالت شما نگردد». «١»
بالاخره اگر نظام آسمان و زمين بر محور هوا و هوس مردم بگردد، فساد سرتاسر پهنه هستى را خواهد گرفت: وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ: «اگر حق از هوا و هوس آنها پيروى كند، آسمانها و زمين و تمام كسانى كه در آنها هستند فاسد مىشوند». «٢»
در روايات اسلامى نيز، تعبيرات تكان دهندهاى در اين زمينه به چشم مىخورد:
در روايتى از على عليه السلام مىخوانيم: الشَّقِيُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ وَ غُرُورِهِ: «بدبخت كسى است كه فريب هوا و غرور خويش را بخورد». «٣»
در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم: «هواپرستى دشمن عقل است» (الهَوى عَدُوُّ الْعَقْلِ). «٤»
و نيز مىخوانيم: «هواپرستى اساس تمام رنجها است» (الهَوى أُسُّ الْمِحَنِ). «٥»
و همان حضرت مىفرمايد: «هرگز نه دين با هواپرستى جمع مىشود و نه عقل» (لا دِيْنَ مَعَ هَوى) «٦» (وَ لا عَقْلَ مَعَ هَوى). «٧»
خلاصه آنجا كه هواپرستى است، نه پاى دين در ميان است، و نه پاى عقل، در آنجا چيزى جز بدبختى و رنج و بلا نيست، در آنجا جز بيچارگى، شقاوت و فساد نخواهد بود.