تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
صداى جالب از دستگاههاى فرستنده پخش مىكنند، و جاى آن در كاشى كارىهاى مساجد به عنوان هنر معمارى است، براى افتتاح خانه نو، يا حفظ مسافر، شفاى بيماران، و حداكثر براى تلاوت، به عنوان ثواب از آن استفاده مىكنند.
حتى گاه كه با قرآن استدلال مىنمايند، هدفشان اثبات پيشداورىهاى خود به كمك آيات با استفاده از روش انحرافى تفسير به رأى است.
در بعضى از كشورهاى اسلامى، مدارس پر طول و عرضى به عنوان مدارس «تحفيظ القرآن» ديده مىشود، و گروه عظيمى از پسران و دختران به حفظ قرآن مشغولند، در حالى كه، انديشههاى آنها گاهى از غرب و گاه از شرق، و قوانين و مقرراتشان از بيگانگان از اسلام گرفته شده است، و قرآن فقط پوششى است براى خلافكارىهايشان.
آرى، امروز هم پيامبر صلى الله عليه و آله فرياد مىزند: «خدايا! قوم من، قرآن را مهجور داشتند»!
«مهجور» از نظر مغز و محتوا، متروك از نظر انديشه و تفكر، و متروك از نظر برنامههاى سازندهاش!
***
آيه بعد، براى دلدارى پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلّم) كه با اين موضعگيرى خصمانه دشمنان، مواجه بود، مىفرمايد: «و اين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از مجرمان قرار داديم» «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِينَ».
فقط تو نيستى كه با عداوت سرسختانه اين گروه، روبرو شدهاى، همه پيامبران در چنين شرائطى قرار داشتند كه، گروهى از «مجرمان» به مخالفت آنها