تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧
مىگويد: وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيّاً: «ما براى ابراهيم و اسحاق و يعقوب ذكر خير و لسان صدق برجسته و والائى قرار داديم». «١»
بعيد نيست اين تقاضا شامل همان چيزى باشد كه ابراهيم بعد از بناى خانه كعبه از خدا خواست و عرض كرد: رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ:
«پروردگارا در ميان فرزندان ما (من و اسماعيل) پيامبرى مبعوث كن كه آيات تو را بر آنها بخواند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد و آنها را پاكيزه كند و رشد دهد». «٢»
و مىدانيم اين تقاضا با ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تحقق يافت، و ذكر خير ابراهيم عليه السلام از اين طريق در اين امت بزرگ تداوم گرفت.
***
سپس افق ديد خود را از اين دنيا برگرفته و متوجه سراى جاودانه آخرت مىكند و به دعاى چهارمى پرداخته چنين مىگويد: «خداوندا مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده» «وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ».
بهشتى كه نعمتهاى معنوى و مادى در آن موج مىزند، نعمتهائى كه نه زوالى دارد، و نه ملالى، نعمتهائى كه براى ما زندانيان جهان دنيا، حتى قابل درك نيست نه از مغزهايمان گذشته و نه چشمهايمان ديده و نه گوشهايمان شنيده است!.
سابقاً گفتهايم: تعبير به «ارث» در مورد بهشت، يا به خاطر آن است كه ارث به معنى دستيابى به نعمتى است بى رنج و تعب و مسلماً آن همه نعمتهاى بهشتى در برابر طاعات ناچيز ما موهبتى بى رنج و تعب است، و يا به خاطر آن