تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
در پرتو تقوا و كنترل هواى نفس، امكان پذير نيست.
لذا در آيات فوق خوانديم: «كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، اعمال زشتشان را براى آنها زينت مىدهيم، و سرگردان مىشوند».
نمونه آشكار و عينى اين معنى را در زندگى گروهى از دنيا پرستان زمان خود به روشنى مىبينيم.
آنها به مسائلى افتخار مىكنند، و جزء تمدنش مىشمارند كه در واقع چيزى جز ننگ و آلودگى و رسوائى نيست.
لجام گسيختگى و بى بند و بارى را نشانه «آزادى».
برهنگى و آلودگى زنان را دليل بر «تمدن».
مسابقه در تجمل پرستى را نشانه «شخصيت».
غرق شدن در انواع فساد را، مظهر «حرّيت».
آدم كشى و جنايت و ويرانگرى را دليل بر «قدرت».
خرابكارى و غصب سرمايههاى ديگران را، «استعمار» (آباد سازى!).
به كار گرفتن وسائل ارتباط جمعى را در مسير زنندهترين برنامههاى ضد اخلاقى دليل بر «احترام به خواست انسانها».
زير پا گذاردن حقوق محرومان را، نشانه «احترام به حقوق بشر»!.
اسارت در چنگال اعتيادها، هوسها، ننگها و رسوائىها را، «شكلى از آزادى».
تقلب و تزوير و به دست آوردن اموال و ثروت از هر طريقى كه باشد دليل بر «استعداد و لياقت»!.
رعايت اصول عدل و داد و احترام به حق ديگران نشانه «بىعرضگى و عدم لياقت».