تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٣
جاى ديگر مايه هدايت «مسلمين» «١»
و در اينجا مايه هدايت «مؤمنين»، يك دليلش همين است كه لااقل تا مرحلهاى از تقوا و تسليم و ايمان به واقعيتها در دل انسان نباشد، به دنبال حق نمىرود، و از نور اين كتاب مبين، بهره نمىگيرد كه قابليت محل نيز شرط است.
از همه اينها گذشته، «هدايت» و «بشارت» توأم با يكديگر تنها براى مؤمنان است و ديگران را چنين بشارتى نيست.
و از اينجا روشن مىشود كه: اگر در بعضى از آيات قرآن، هدايت به طور وسيع و گسترده براى عموم مردم شمرده است (هُدىً لِلْنَّاسِ) «٢»
منظور همه كسانى است كه زمينه مساعدى براى پذيرش حق دارند، و گرنه لجوجان متعصب و سرسخت، كوردلانى هستند كه اگر به جاى يك خورشيد، هزاران آفتاب بر آنها بتابد، كمترين بهرهاى از آن نمىگيرند.
***
آن گاه، در چهارمين آيه، به بيان حال گروهى كه در نقطه مقابل مؤمنان قرار دارند، پرداخته و يكى از خطرناكترين حالاتشان را چنين بازگو مىكند: «كسانى كه ايمان به آخرت ندارند، اعمال سوئشان را براى آنها زينت مىدهيم و در طريق زندگى حيران و سرگردان مىشوند» «إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ».
آلودگى در نظر آنها پاكى، زشتىها نزد آنها زيبا، پستىها افتخار، و بدبختىها و سيهروزىها سعادت و پيروزى محسوب مىشود.