تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
تفسير:
دو درياى آب شيرين و شور در كنار هم
نخستين آيه مورد بحث، اشاره به عظمت مقام پيامبر صلى الله عليه و آله است، مىفرمايد:
«اگر ما مىخواستيم در هر شهر و ديارى، پيامبرى مىفرستاديم» اما چنين نكرديم و مسئوليت هدايت جهانيان را بر دوش تو افكنديم «وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً».
در واقع همان گونه كه خداوند- طبق آيات گذشته- قدرت دارد دانههاى حياتبخش باران را به تمام سرزمينهاى مرده بفرستد، اين توانائى را نيز دارد كه وحى و نبوت را در هر شهر و ديارى بر قلب پيامبرى نازل كند، و براى هر امتى انذار كننده و بيم دهندهاى بفرستد، اما خداوند آنچه را شايستهتر است، براى بندگان برمىگزيند؛ زيرا تمركز نبوت در وجود يك فرد، باعث وحدت و انسجام انسانها و جلوگيرى از هرگونه تفرقه و پراكندگى مىشود.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: بعضى از مشركان در كنار بهانههاى ديگر اين بهانه را نيز داشتند و مىگفتند: آيا بهتر نبود، خدا در هر شهر و آبادى، پيامبرى مبعوث مىكرد؟ ولى، قرآن در پاسخ آنها مىگويد: خدا اگر مىخواست، مىتوانست چنين كند، اما قطعاً صلاح امتها و ملتها اين پراكندگى نبود.
به هر حال، اين آيه، هم دليلى است بر عظمت مقام پيامبر، هم لزوم وحدت رهبرى و هم سنگين بودن بار مسئوليت او.
***
به همين دليل، در آيه بعد، دو دستور مهم را كه دو برنامه اساسى پيامبران را تشكيل مىدهد، بيان مىكند.
نخست، روى سخن را به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كرده مىفرمايد: «بنابراين از