تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
تفسير:
آنها را از گنجها و قصرهاى مجللشان بيرون رانديم!
در آيات گذشته ديديم: سرانجام موسى، در آن صحنه سرنوشتساز پيروز از ميدان بيرون آمد. گرچه فرعون و فرعونيان به او ايمان نياوردند، ولى اين ماجرا چند اثر مهم داشت كه، هر كدام پيروزى مهمى محسوب مىشد:
١- بنى اسرائيل به رهبر و پيشواى خود مؤمن و دلگرم شدند، و يك دل و يك جان گرد او را گرفتند؛ چرا كه بعد از سالها بدبختى، تيرهروزى و دربدرى پيامبرى آسمانى در ميان خود مىبينند كه هم ضامن هدايت آنها است، و هم رهبر انقلاب، آزادى و پيروزى آنان خواهد شد.
٢- موسى در ميان مردم «مصر» و قبطيان جائى براى خود باز كرد، جمعى به او تمايل پيدا كردند، و يا لااقل از مخالفت با او وحشت داشتند، و صداى دعوت موسى عليه السلام در تمام «مصر» پيچيد.
٣- از همه مهمتر اين كه: فرعون نه از نظر افكار عمومى، نه از نظر وحشت بر جان خود، قدرت مزاحمت با مردى كه عصائى اين چنين در دست دارد و زبانى آنچنان گويا در دهان، در خود نمىديد.
مجموع اين امور، زمينه مساعدى را براى اين كه موسى بتواند در ميان آن مردم بماند، و به دعوت و تبليغ بپردازد و اتمام حجت كند، فراهم ساخت.
ساليانى به اين منوال گذشت، و موسى عليه السلام معجزات ديگرى كه در سوره «اعراف» ذيل آيات ١٣٠ تا ١٣٥ به آن اشاره كرديم- در كنار منطق و بيان خود- به آنها نشان داد، و حتى خداوند مردم مصر را سالها به قحطى و خشكسالى مبتلا ساخت تا آنها كه شايسته بيدارىاند بيدار شوند. «١»