تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
هنگامى كه از كسى راضى و خشنود شوند او را با مدائح خود به اوج آسمانها مىبرند،- هر چند مستحق قعر زمين باشد- و از او فرشته زيبائى مىسازند- هر چند شيطان لعينى باشد!-
و هنگامى كه از كسى برنجند چنان به هجو او مىپردازند كه گوئى مىخواهند به اسفل السافلينش بكشانند، هر چند موجودى آسمانى و پاك باشد.
آيا محتواى حساب شده قرآن با زمينههاى فكرى شاعران، مخصوصاً با شاعران آن محيط كه كارى جز وصف شراب و جمال معشوق و خط يار و مدح قبيلههاى مورد نظر و ذم و هجو دشمنان نداشتند، هيچ شباهتى دارد.
***
به علاوه شاعران، معمولًا مردان بزمند نه جنگاوران رزم، اهل سخنند نه عمل، لذا در آيه بعد اضافه مىكند: «آيا نمىبينى كه آنها سخنانى مىگويند كه عمل نمىكنند» «وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ».
اما پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله سر تا پا عمل است، و حتى دشمنان او وى را به عزم راسخ، استقامت شگفت انگيز و اهميت دادن به جنبههاى عملى مسائل مىستايند، شاعر كجا و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كجا؟
از جمع بندى بيانات فوق چنين استفاده مىشود كه: قرآن سه نشانه براى اين گروه از شعراء بيان كرده است:
نخست اين كه: پيروان آنها گروه گمراهانند، و با الگوهاى پندارى و خيالى از واقعيتها مىگريزند.
ديگر آن كه: آنها مردمى بى هدفند و خط فكرى آنها به زودى دگرگون مىشود، و تحت تأثير هيجانها به آسانى تغيير مىپذيرند.
سوم اين كه: آنها سخنانى مىگويند كه به آن عمل نمىكنند، حتى در آنجا كه