تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥
السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ».
«كِسَف» (بر وزن پدر) جمع «كَسفة» (بر وزن قطعه) به معنى قطعه است، و منظور از قطعههاى آسمان، قطعه سنگهائى است كه از آسمان فرود مىآيد.
و به اين ترتيب، بى شرمى و وقاحت را به آخر رساندند و كفر و تكذيب را به بدترين صورتى نشان دادند.
***
«شعيب» در برابر اين سخنان ناموزون، تعبيرات زشت و زننده، و تقاضاى عذاب الهى، تنها پاسخى كه داد، اين بود: «گفت: پروردگار من به اعمالى كه شما انجام مىدهيد آگاهتر است» «قالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ».
اشاره به اين كه: اين امر از اختيار من بيرون است، و فرو باريدن سنگهاى آسمانى و عذابهاى ديگر به دست من سپرده نشده، كه از من مىخواهيد، او اعمال شما را مىداند و از ميزان استحقاقتان با خبر است، هر زمان شما را مستحق مجازات ديد و انذارها و اندرزها سودى نداد، و به قدر كافى اتمام حجت شد، عذاب را نازل كرده، و ريشه شما را قطع خواهد نمود.
اين تعبير و مانند آن كه در بعضى ديگر از داستانهاى انبياء به چشم مىخورد به خوبى نشان مىدهد: آنها همه چيز را موكول به اذن و فرمان خدا مىكردند و هرگز ادعا نداشتند از خودشان چيزى دارند.
***
ولى به هر حال، زمان پاكسازى صفحه زمين از اين آلودگان فرا رسيد، و چنان كه قرآن در آيه بعد مىگويد: «آنها شعيب را تكذيب كردند و به دنبال آن عذاب روز «ابر سايهافكن» آنها را فرو گرفت»! «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ».